تلخ و شیرینی های زندگی مان را خانواده، دوستان و جامعه شکل می دهند. در ارتباطات میان فردی و در زندگی روزمره مادام در حال دریافت و ارسال پیام ها، رمزها و نشانه ها هستیم که شخصیت و منش ما شکل و بسط می یابد تا به شناخت برسیم.
نگارنده بر این پندار است ارتباط میان فردی از درون افراد برمی خیزد، پل دوستی را می سازد.
ادامه مطلب
* با احمق بحث نكنم و بگذارم در دنياي احمقانه خويش خوشبخت زندگي كند.
* با وقيح جدل نكنم چون چيزي براي از دست دادن ندارد و روحم را تباه ميكند.
* از حسود دوري كنم چون حتي اگر دنيا را هم به او تقديم كنم باز هم از من بيزار خواهد بود.
* تنهايي را به بودن در جمعي كه به آن تعلق ندارم ترجيح دهم.
"شب در کارنامه ی سیاه زندگی اش چه کرده است که افتخار گرفتن این همه ستاره را دارد".
بیش از نیم قرن از علم روابط عمومی در ایران می گذرد که متاسفانه هنوز در سازمانها جایگاه مناسبی بدست نیآورده است.
تدریس این علم در دانشگاه ها و مراکز آموزشی بیشتر جنبه ی علمی و رسمی دارند؛ در صورتی که می توان تدابیری اندیشید که این علم را که اساس و بنیان علوم دیگر نیز محسوب می گردد جهت برقراری تفاهم در درون و برون جامعه، سازمان و حتی خانواده ها بکار برد.
نگارنده، روابط عمومی را بعنوان ثروت می نگرد زیرا ارتباطات می تواند افکار عمومی را در جامعه ای به سمت و سویی متعالی سوق دهد تا همگان بتوانند در فضایی سالم بیاندیشند و در سایه اندیشه های بلند است که می توان بستری برای توسعه تعاملی بین جامعه ایجاد کرد.
ادامه مطلب
Contentment
My crown is in my heart, not on my head;
Not deck'd with diamonds and Indian stones,
Nor to be seen: my crown is call'd content;
A crown it is that seldom kings enjoy.
(King Henry VI part III, scene I, W.Shakspir)
تاج خرسندي
تاج من بر سرم نيست
تاج من بر قلب من جاي دارد
كه الماس و فيروزه آن را نيآراسته
و از ديده ها پنهان است.
تاج من خرسندي من است
كه به ندرت پادشاهي را از آن بهره داده اند.
(ويليام شكسپير، هانري ششم، پرده ي دوم، صحنه ي اول)
زمان به سرعت سپری می شود و می بینم که نمی توانم آنطوری باشم که هستم، چقدر غمگین می شوم. دوستان خوبی در کنارم دارم که کمتر قدرشان را می دانم. دوستانی که مثل مروارید درون صدف هستند. دوستانی که دیروز می شناختمشان و امروز آنها را یافته ام. دوستانی که در ذهن من بودند و روح مرا با مهربانی هایشان جلا می دادند. و امروز در این دنیای مجازی دوستانی یافته ام بی نظیر. مثال زدنی. دوست داشتنی. اخیرا در همایشی فرصتی پیش آمد که با یکی از همین دوستان جدید که بی وقفه قلم و نوع نوشته هایش مرا به تفکر وا می داشت آشنا شوم و امیدوارم این دوستی ارزنده دوام داشته باشد.
ادامه مطلب
يا مجيب
"آنچه از معبود يگانه ام خواستم
از او قدرت خواستم
تنها سختي ها را بخشيد و اين چنين بود كه قوي شدم
خردمندي خواستم
تنها مشكلات را اعطا كرد و اين چنين بود كه خردمند شدم
سعادت خواستم
فكر و بازويم بخشيد و اين چنين بود كه سعادتمند شدم
شهامت خواستم
خطر را برايم خواست و اين چنين بود كه دلاور شدم
عشق خواستم
و او درماندگان را در راه زندگيم قرار داد و اين چنين بود كه عاشق شدم
محبوبم هيچ از آنچه را خواستم اجابت نكرد
و همه آنچه را نيازمندش بودم به من عطا كرد".
وقتی تو نیستی طلوع خورشید چقدر غم انگیز است
وقتی تو نیستی غروب خورشید چقدر پیر و خسته است
وقتی تو رنگ باختی پر و بال پرنده ی دل شکسته شد
وقتی پناه امن تو فرو ریخت سایه ها آوار شد
وقتی نگاهت ویران شد چه زود شکستم
و چه غمگین خواندی سرود پایانم را در این زمهریر
صدای رفتن تو باعث شد
هزاران رنگ در نگاهم رنگ ببازد
هزاران تپش در قلبم ویران شود
هزاران سئوال ناگفته در ذهنم منجمد شود
شکسته شد آیینه؟
شکسته شد بهار؟
چرا زمستان امسال قصد عزیمت ندارد؟؟؟
چرا؟
در یک عصر یخبندان- بیستم بهمن 1386 – وقتی دلم گرفت
جناب آقای کاظمی دینان
عضو محترم هیات مدیره انجمن روابط عمومی ایران
احتراماً، بدینوسیله مراتب تاسف و تالم قلبی خویش را بر مصیبت وارده اعلام نموده و خود را در اندوه جنابعالی شریک می دانم. جا دارد که از درگاه خداوند قادر سبحان برای آن مرحوم غفران و رحمت الهی و برای جنابعالی، بازماندگان داغدار صبر جمیل و طول عمر با عزت و کرامت مسالت نمایم.
عضو انجمن روابط عمومی
انسان نقطه اي است بين دو بي نهايت x:X. بي نهايت لجن و بي نهايت فرشته. بنگر به طرف کدام يک مي روي.
"دکترعلی شريعتي"


