تبليغاتX
روزگار وصل :: روابط عمومی، اقتصاد و ادبیات...

 

این بانوی زیبا رو با پوست سبزه ی نمکین همیشه مرا به یاد بازیگران بالیوودی می اندازد. وقتی فیلمی روی پرده ی سینما از او اکران می شود با اشتیاق با خانواده به سینما می رویم و هنرنمایی این بانوی شرقی اصیل را می بینیم. با سن و سال کمی که دارد ولی بسیار پخته، باوقار، متین و اصیل رفتار می کند. خودش در برنامه تلویزیونی می گفت : با این که سن و سال زیادی ندارم ولی در نوجوانی پیر شده ام... به اعتقاد من از نظر چهره نه! گل شیفته فراهانی چهره ای است ماندگار در سینمای ایران. صدا و حرکات اندامش بسیار جذاب است که مخاطب را تا آخر پای فیلم نگه می دارد. گل شیفته با خانواده ای هنرمند لیاقت این همه پیشرفت را دارد. اگر به این جا رسیده است به تنهایی زحمت کشیده است بدون پارتی بازی، اصلن می فرمایید به خاطر پدرش وارد سینما شده است خوب بله! ولی منصفانه این است که بگوییم به خاطر استعداد و هنرنمایی خودش بوده است که در این عرصه به اوج رسیده است. یکی از بارزترین خصوصیات اخلاقی اش که می توان با جرات گفت مهربانی اوست. در آن برنامه تلویزیونی با اینکه مجری برنامه سعی می کرد او را منحرف کند ولی او از مسیر خود خارج نشد و به حق از نقد دیگران دفاع کرد.  من به عنوان نه طرفدار ایشان بلکه بعنوان یک مخاطب می گویم : وقتی تلاش همراه صداقت باشد. همراه مهربانی باشد. همراه با عشق و استعداد باشد و در ناملایمات روزگار رنجش به دل نگیریم. استوار بایستیم. دیگران را محکوم نکنیم. خود را مسبب اشتباهاتمان بدانیم. از همه طلبکار نباشیم. خود را خوب و دیگران را بد جلوه ندهیم.... به اوج می رسیم... گل شیفته بیشتر این خصوصیات را دارد... انصافن آیا همه ی شما وقتی بازی او را دیده اید به آرامش نرسیده اید؟ خواهشن از روی بغض و کینه قضاوت نکنید از روی انصاف و جوانمردی اظهار نظر بفرمایید...

و حالا بازی او  در " مجموعه دروغ ها" با کارگردانی ریدلی اسکات باید دیدنی باشد. آن هم نقش روبروی لئوناردو دی کاپریو که هر کسی را به یاد فیلم به یاد ماندنی کشتی تایتانیک می اندازد...

واقعن به جامعه ی سینما ایران باید تبریک گفت و به آقای اسکات هم باید به خاطر انتخابشان تبریک گفت. و از همه مهمتر امیدوارم که این حرکت بتواند به روابط ایران و جهان کمک کند که قطعن بی تاثیر نخواهد بود به شرطی که او را فقط و فقط یک هنرپیشه که شغلش بازیگری ست ببینم نه یک سیاستمدار..

*پی نوشت : با خود عهد بسته بودم که روزگار وصل تخصصی باشد. و در مورد افراد اظهار نظری نکند. اما در مورد گل شیفته نمی توانم. گل شیفته بازیگر محبوب من است....



نويسنده: فیروزه عسکری | تاريخ: دوشنبه 28 مرداد1387 | لينك به مطلب | ساعت: 18:8 |
می گویند: سکوت سرشار از ناگفته هاست.

پس خدایا از خلق روزگار به تو شکایت می برم...



نويسنده: فیروزه عسکری | تاريخ: دوشنبه 21 مرداد1387 | لينك به مطلب | ساعت: 16:33 |

دوستی نازنین و با ارزش کتاب قصه ی قصه ها را جهت خواندن به من معرفی کردند و من هم آن را بعنوان هدیه ی روز تولد برای دوستی دیگر انتخاب نمودم. کتاب قصه ی قصه ها، کهن ترین روایت از ماجرای شمس و حضرت مولاناست که محمد علی موحد آن را جمع آوری و به رشته تحریر درآورده است.

حیفم آمد این کتاب را قبل از تقدیم به دوستم، نخوانم. بعد از خواندنش به این فکر می کردم که گوشه ای از آن را در روزگار وصل تقدیم حضور دوستان نمایم.

روایت داستان این گونه شروع می شود که شمس تبریزی و مولانا هیچ یک، اهل خانقاه و مراد و مریدی نبوده و قیود و آداب تصوف رسمی مثل موی بریدن و به چله نشاندن و غیره را برنمی تافته اند. حتا در تاریخ نیآمده که کسی از دست مولانا خرقه پوشیده باشد.

بعد از مولانا کسانی به خلافت نشستند که دستی در فضل و کمال و کیاست داشتند. یکی از آنان فرزندش سلطان ولد بود.


ادامه مطلب


نويسنده: فیروزه عسکری | تاريخ: یکشنبه 20 مرداد1387 | لينك به مطلب | ساعت: 10:48 |

روز پنج شنبه مورخ 17/5/1387 ساعت -/21  در محل مجلس قدیم شورای اسلامی واقع در خیابان پاستور نشست صمیمی روز خبرنگار با حضور مدیران مطبوعات و جمعی از خبرنگارن، روزنامه نگاران، نویسندگان و فعالان رسانه ای کشور  با دکتر محمود احمدی ن‍ژاد برگزار شد.

در این نشست ابتدا آقای صفار هرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ضمن عرض تبریک به خبرنگاران سخنانی را ایراد فرمودند سپس آقای دعایی مدیر مسوول روزنامه اطلاعات، آقای مقدم فر مدیر عامل خبرگزاری فارس، خانوم احقاقی از خبرگزاری ایسنا، خانوم ملکی از خبرگزاری مهر و ... دیدگاهها، پیشنهادات و برخی از مشکلات حوزه اطلاع رسانی را با رئیس جمهور در میان گذاشتند. رئیس جمهور در این نشست با خبرنگاران، دستور داد دستگاههای دولتی شکایت های خود از رسانه ها را پس بگیرند و سپس تاکید کردند : ما یک موی امثال شهید "صارمی" ها و خبرنگاران فعال این مرز و بوم را که در راه اطلاع رسانی فعال هستند به هزاران هزار لشکر پیام رسان در جبهه شیطانی عوض نمی کنیم حتی اگر منتقد احمدی نژاد باشند.

در این مراسم  سه نفر از خبرنگاران جانباز فعال در رسانه ها و مطبوعات کشور از دست رییس جمهور لوح تقدیر و هدایایی را دریافت کردند.

همچنين هدیه ء روز خبرنگار هزينه سفر خانوادگي به مشهد مقدس اهدا خواهد شد.

متن کامل سخنرانی رئیس جمهور را در این سایت می خوانید: (گزارش کامل)

این هم گزارش تصویری : 1 و 2 و 3

پی نوشت : برای روز خبرنگار مطلبی جهت روزنامه کارون نوشتم که منتظرم نسخه ی چاپی اش بدستم برسد که به زودی در روزگار وصل می خوانید.



نويسنده: فیروزه عسکری | تاريخ: شنبه 19 مرداد1387 | لينك به مطلب | ساعت: 10:47 |

 

افراد خوشبخت هيچوقت نگران نيستند كه آيا زندگي بر "وفق مراد" هست يا نه. اينها از آنچه كه دارند بيشترين استفاده را مي كنند و آنچه كه از دستشان بر مي آيد انجام مي دهند. و اگر زندگي بر وفق مراد نبود، خيلي مهم نيست كه "چرا؟"

 

*پی نوشت: آقای علی خالقی مجد دوست خوب امروز و همکار قدیمی دیروز... امروز تا به همین لحظه ساعت ۲۰/۱۴ دقیقه بعدازظهر ۱۶ مرداد ۸۷ با تلفن همراهت تماس گرفتم جواب ندادید. اس ام اس زدم باز هم جواب ندادید... دوباره تماس گرفتم، فرد دیگری پاسخ داد و گفت این تلفن متعلق به ایشان است ... تلفنت را هم واگذار می کنید بدون خبر... به هر حال زنگ زدم بگویم "تولدت مبارک" یک سال بزرگ تر شدید. یک سال پیرتر شدید. یادتان هست که روز تولدم با بدجنسی تمام گفتید یک سال پیرتر شدم، خواستم تلافی کنم... متاسفام که پیدایت نکردم. می دانم به روزگار وصل سر می زنید این جا تریبون من است و از همین جا پیامم را می خوانید...

امیدوارم صد سال به عمرت اضافه شود و مثل همیشه در تمام مراحل زندگی موفق باشید.



نويسنده: فیروزه عسکری | تاريخ: چهارشنبه 16 مرداد1387 | لينك به مطلب | ساعت: 9:15 |

پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی.

مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد. پسرک پرسید،" خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟" زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد."

پسرک گفت:"خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد". زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.

پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،" خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت." مجددا زن پاسخش منفی بود".

پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: "پسر...از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدهم"

پسر جوان جواب داد،" نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می کنم."

 

این داستان کوتاه و تاثیر گذار از طرف دوستم "فرشاد بهمردی" برایم ایمیل شده بود.



نويسنده: فیروزه عسکری | تاريخ: سه شنبه 15 مرداد1387 | لينك به مطلب | ساعت: 13:5 |

 

با رشد سریع و شگفت انگیز وسایل نوین ارتباطی در جهان می توانیم تازه ترین اخبار و گزارشات را از دورترین نقاط جهان بدست آوریم. به اعتقاد برخی از صاحب نظران غربی وسایل ارتباطی نوین بی وقفه و شتابان در حال جهانی شدن می باشند. و ایده ی دهکده ی جهانی رو به محقق شدن است و مردم در جهانی زندگی می کنند که هر لحظه زیر نگاه تیزبین یکدیگر قرار می گیرند.

جهانی شدن یا همان گلوبالیزیشن یک پدیده ی کاملا غربی است و در زبان فارسی نمی توان برایش کلمه ی معادلی یافت. امروزه جادوی جهانی شدن فراگیر شده است ولی چون کاملا به درجه نهایی نرسیده هنوز جای تغییر و تحول بسیار دارد تا ابعاد تازه ای از خود در قالب یک برند و هویت اساسی بدست آورد.

یکی از مقاصد جهانی شدن مبادله ی اطلاعات است که این اطلاعات به نوعی بین افراد ارتباط برقرار کرده و به دانش مبدل شده است از این رو بود که برخی اندیشمندان و صاحبنظران در این حوزه اظهار داشتند : با شبکه جهانی چهار گوشه ی عالم به همدیگر مرتبط می شوند که در این میان ارتباطات با در دست یافتن ابزارهای ارتباطی جهان را فتح می کند و از مرزها و دیوارها می کاهد. یعنی به همان دهکده ی جهانی تبدیل می شوند. در این عصر اطلاعات و ارتباطات انسانها ابزارهایی را به دست آورده اند که جهان را به راستی به گوی تبدیل کرده است که نگرش های مختلف را در چارچوب دولتهای ملی و فراملی در پیوند متقابل بین افراد؛ تغییر می دهد.

طی چند سال اخیر در کشور عزیزمان ایران با توجه به تعطیلی بسیاری از روزنامه ها بخش بزرگی از فعالیتهای ارتباطی در دست وبلاگ نویسان می باشد تا بتوانند جهت جهانی شدن این عرصه ارتباطی گام مثبتی را جهت رشد فضای فرا سرزمینی ایجاد نمایند.

 

* پی نوشت : پس عزیز وبلاگ نویسم بنویس و هر روز بنویس. من و تو می توانیم دنیا را فتح کنیم.



نويسنده: فیروزه عسکری | تاريخ: سه شنبه 8 مرداد1387 | لينك به مطلب | ساعت: 9:46 |

 

سخت دلگیرم از این روزگار که چقدر سخت می گذرد... با اینکه مادام در خود تکرار می کنم روز و روزگار خوش است تنها دل ما دل نیست... ولی گاهی فشار زندگی بر من چنان مستولی می گردد که روحم را می آزارد...

امروز هنگام صرف ناهار با همکاری مشغول درد و دل شدیم. از اتفاقات اخیر شرکت صحبت می کردیم. یاد کامنتی افتادم که چند روز پیش دوستی که نمی دانم خانوم بود یا آقا، افتادم و آن را برای همکارم حکایت می کردم...

آقا یا خانوم دوست،  از آن پست و مطلبی که نوشته بودم آن هم با لحن گزنده و کمی هم بی ادبانه انتقاد کرده بود. از نقد ایشان در مورد وضعیت اسفناک شرکت ناراحت نشدم ولی از لحن بی ادبانه اش رنجیدم...


ادامه مطلب


نويسنده: فیروزه عسکری | تاريخ: دوشنبه 7 مرداد1387 | لينك به مطلب | ساعت: 15:32 |

 

هوا بدجورى طوفانى بود و آن پسر و دختر كوچولو حسابى مچاله شده بودند.  هردو لباس   هاى كهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزيدند. پسرك پرسيد :«ببخشين خانم! شما كاغذ باطله دارين». كاغذ باطله نداشتم و  وضع مالى خودمان هم چنگى به دل نمى زد و نمى  توانستم به آنها كمك كنم. مى خواستم يك جورى از سر خودم بازشان كنم كه چشمم به پاهاى كوچك آنها افتاد كه توى دمپايى  هاى كهنه كوچكشان قرمز شده بود. گفتم: «بيايين تو   يه فنجون شيركاكائوى گرم براتون درست كنم.» آنها را داخل آشپزخانه بردم و  كنار بخارى نشاندم تا پاهايشان را گرم كنند. بعد يك فنجان شيركاكائو و كمى نان برشته و مربا به آنها دادم و مشغول كار خودم شدم. زير چشمى ديدم كه دختر  كوچولو فنجان خالى را در دستش گرفت و خيره به آن نگاه كرد. بعد پرسيد: «ببخشين خانم! شما پولدارين » نگاهى به روكش نخ  نماى مبل  هايمان انداختم و  گفتم: «من اوه... نه!» دختر كوچولو فنجان را با احتياط روى نعلبكى آن گذاشت و گفت: «آخه رنگ فنجون و نعلبكى  اش به هم مى خوره.» آنها درحالى كه بسته  هاى   كاغذى را جلوى صورتشان گرفته بودند تا باران به صورتشان شلاق نزند،  رفتند. فنجان  هاى سفالى آبى رنگ را برداشتم و براى اولين  بار در عمرم به رنگ آنها دقت كردم. بعد سيب زمينى ها را داخل غذا ريختم و هم زدم. سيب  زمينى، غذا،  سقفى بالاى سرم، همسرم، يك شغل خوب و دائمى، همه اينها به هم مى   آمدند.  صندلى   ها را از جلوى بخارى برداشتم و سرجايشان گذاشتم و اتاق نشيمن كوچك خانه   مان را مرتب كردم. لكه  هاى كوچك دمپايى را از كنار بخارى، پاك نكردم.  می خواهم هميشه آنها را همان جا نگه دارم كه هيچ وقت يادم نرود چه آدم  ثروتمندى هستم.

"ماريون دولن"



نويسنده: فیروزه عسکری | تاريخ: یکشنبه 6 مرداد1387 | لينك به مطلب | ساعت: 9:1 |

بسمه تعالی

 فراخوان

نخستین سمینار بازاریابی،روابط عمومی و تبلیغات- آبان 1387

 

روابط عمومی نهادی است که به جوامع نوین تعلق دارد.به لحاظ ظهور علمی ،جوان تر از تبلیغات و بازاریابی است که در روند پیدایش و رشد سازمان های نوین برای تسهیل ارتباط میان سازمان ها با محیط درونی وبیرونی ،مخاطبان ، گروه های تاثیر گذار عمومی ایفای کارکرد های اطلاع رسانی و اطلاع یابی و حفظ ارتباطات دوسویه و تفاهم متقابل بین سازمان و مخاطبان و جلب اعتماد و توسعه مشارکت به عنوان یک فعالیت مدیریتی ،پرچمی برافراشته دارد.

اطلاعات بیشتر



نويسنده: فیروزه عسکری | تاريخ: شنبه 5 مرداد1387 | لينك به مطلب | ساعت: 9:29 |