چرا گلشيفته درپاسخ گفته است چاره اي ندارد که کشور را ترک کند؟
و چرا گلشيفته ممنوع الخروج می شود؟
فیلم را دیشب دیدم...
گلی فقط 10 دقیقه در این فیلم حاضر می شود. آن هم به عنوان یک دختر دو رگه ایرانی از طرف پدر و عربی از طرف مادر...
جریان فیلم را تعریف نمی کنم چون باید ببینید.
واقعن در مجموعه دروغ های رایدلی اسکات حق با کیست؟
حق با جوان آمریکایی ست که حاضر می شود به خاطر دختری دو رگه (ایرانی و عربی) پاسپورتش را با یک عرب عوض کند و برای همیشه آن جا بماند؟؟
و آیا تصور خیلی ها از آمریکا و زندگی کردن در آن بهشت موعود پر از دروغ چیست؟
ببینید و خود قضاوت کنید. در مورد بازی گلی هم باید بگویم عجولانه قضاوت نکنید، او یک هنرمند است و می خواهد بدرخشد. او شغلش هنرپیشه گی ست سیاسی برخورد نکنیم...
*پی نوشت ۱: فرصت کم است وگرنه خیلی بیش از این می نوشتم....
*پی نوشت ۲:یکصدو پانزدهمین گردهمایی انجمن روابط عمومی ایران، با سخنرانی آقای دکتر عباس زادگان پیرامون تجربه موجود در ارتباطات موثر روز چهارشنبه اول آبان 87 در تالار حرکت ساعت ۳۰/۱۶ لغایت ۳۰/۱۸ برگزار می شود.
خبرنگاری، روزنامه نگاری، قلم، یعنی عشق، یعنی حق گویی، یعنی مقابله با زور و پنهان کاری، یعنی نجات اندیشه، در عرصه ی اطلاع رسانی باید آزاده بود، صادق بود. نباید اجازه دهیم خبرنگاران، روزنامه نگاران و دست اندرکاران در عرصه ی رسانه تبدیل به سمبل و نشانه شوند. در دوره ی فرا رو که چشمان خیره و حیرت زده ی انسان، شاهد فرو ریزی انسانیت و اوج خشونت بشریت است، کسانی می توانند این خشونت را لطیف تفسیر کنند که عاشق باشند. یک خبرنگار، روزنامه نگار، نویسنده ی عاشق می تواند این رسالت مهم را به انجام رساند.
ادامه مطلب
خدایا :
چه لحظه هایی که در زندگی ترا گم کردم اما تو همیشه در کنارم بودی ...
چه دقیقه هایی که حضورت را فراموش کردم اما تو فراموشم نکردی...
چه ساعت هایی که غرق در شادی و غرور، تو را که پشت همه موفقیت هام قایم شده بودی از یاد بردم اما تو همیشه به یادم بودی ...
این روزها عجیب دلتنگ شما دوست می شوم... از محبت های سرشارتان بی نهایت سپاسگذارم. وقتی دوستانی مثل شما دارم، غمی به دل راه نمی دهم.
در این راه دشوار که پیش رو دارم. این روزها مادام با خود در ستیزم راهی بیایم که باز با شما باشم. این روزهای دشواری به پایان می رسد. مثل زمستان که می رود و رو سیاهی اش به زغال می ماند.
این چند روز در شرکت بسیار رنج فراوان دیدم، به خاطر فشار کار نه! به خاطر رفتارهای همکاران، کسانی که ادعای رفاقت دارند. چند روز بیشتر از مسئولیت جدید نمی گذرد که رفتارها مثل سابق نیست. من همیشه برای همه خیر و خوبی خواسته ام ولی خداوند مرا حفظ می کند و مراقب من است، حتا اگر چوب لای چرخم بگذارند، نمی دانند من سرسختم...
از تمام شما عزیزانم که به من لطف دارید قدردانی می کنم. زبانم قاصر است ولی محبتم بی پایان...
به زودی با مطلبی برمی گردم و تلافی تمامی محبت های بی دریغتان را پاسخ می دهم... یاعلی
طی حکمی از سوی آقای دکتر منصور معظمی مدیرعامل محترم شرکت سرمایه گذاری پتروشیمی به سمت رئیس روابط عمومی منصوب شدم. ابتدا از ایشان به خاطر اعتمادی که به بنده می فرمایند کمال قدردانی می نمایم و امید که با لطف خداوند منان از این مسئولیت سربلند بیرون آیم... با این حکم جدید مواردی به نظرم مفید می آید که در زیر تقدیم می شود:
در حوزه نظام ارتباطات بخش چشمگیری از نیروی انسانی تحصیلکرده و کارشناس فعالیت می کنند که در عرصه ی ارتباطات داخلی و جهانی و توسعه ی پایدار نیازمند فرآیندی هستند که به آنها انتظام و انسجام بخشد... انتظام در امور حرفه ای (ارتباطات، روابط عمومی، تبلیغات، بازاریابی، روزنامه نگاری، گزارشگری، خبرنگاری و....) و انجسام در امور انسانی و منابع... در واقع با نظارت بر این حرفه الزام و ضرورت آن را در یک پایه ایی می توان مشخص کرد. آن چیزی که در این حوزه متاسفانه در ایران اسلامی با توجه به تاکید اسلام به حوزه منابع انسانی، مشاهده نمی شود همین انتظام و انسجام است... به اعتقاد این حوزه هر کسی نمی تواند به اندازه ای که تشخیص می دهد وارد این حرفه شود برعکس کسی که می خواهد در این حوزه و رشته های مرتبط آن ورود کند باید از لحاظ علمی و عملی صلاحیت لازم و کافی را داشته باشد. شاید این حوزه به اندازه ی کافی تلاش نکرده است که با احراز هویت خود منبعی یا سازمانی را پایه ریزی کند تا بتواند صلاحیت ها را ارزیابی نماید تا بتواند افراد فعال در این حوزه (روابط عمومی، تبلیغات، رسانه ها، بازاریابی، خبرنگاری، روزنامه نگاری....) را برای موثر بودن تشویق کرد... نسل جوان امروز اگر بداند که باید بر اساس حرفه و تخصص پیش رود قطعا کشور به سمت حرفه ای گام برمی دارد و خود به خود روابط عمومی ها چه بسا در اداره ها سامان می یابد...
ادامه مطلب


